احمد مجد الاسلام كرمانى
267
سفرنامه كلات ( فارسى )
خيلى دلتنگ بوديم روزى در خدمت حاكم نشسته بوديم خبر آوردند كه رئيس تلگراف خانه آمد از شنيدن اين خبر گويا دنيا را بما دادند ، خواستم فورا برخواسته به تلگرافخانه برويم ، حاكم ممانعت فرمود و اصرار كرد كه صبر كنيد تا رئيس خودش بديدن ما بيايد ما هم صبر كرديم تا آنكه عصر همان روز رئيس تازه بملاقات حاكم آمد و ما هم او را ملاقات كرديم رئيس تلگرافخانه سابق بواسطه نزاعى كه با ساعد السلطان پسر جليل الملك كه آن روز نايب الحكومه بوده نموده منفصل شده بخراسان رفته و قريب يك ماه كلات بىتلگرافچى مانده اكنون از مركز خراسان اين شخص را كه محمد عليخان كاشى برادرزاده بصير الملك كاشى است براى رياست كلات معين كردهاند اين شخص خودش با عيالش و يكنفر پسر دوازده ساله بكلات وارد شده و كلات چندان مخابرات تلگرافى ندارد و اينكه باينجا تلگرافچى ميفرستند براى اين است كه خراسان بدر جزو استراباد و بندر جزو گنبد قابوس مخابرات زياد است و بايد در وسط راه جائى باشد كه سيم را وصل نمايد و آن محل همين كلات است بعلاوه چون كلات سرحد بسيار معتبريست و محتمل است وقتى لازم شود كه مخابرات فوريه پيش آيد از اينجهت اداره جليله تلگرافخانه در كلات تلگرافخانه دارد ، تلگرافخانه كلات عبارت است از يك باب خانه كه يك شعبه از رودخانه دائما از آنجا عبور مينمايد و دو اطاق و يك بالاخانه و يك قطعه باغ مشجر دارد و اين خانه ملك صغيرى است و اداره تلگرافخانه آنجا را از مادر صغير اجاره نموده از قرار ماهى يك تومان و آنخانه بدار الحكومه نزديك است و از سابق رسم اين بوده كه حاكم بتلگرافچى آنجا مواجب معين ميداده مثل ساير نقاطيكه تلگرافخانه است . كه حكومت آنجاها بملاحظه اينكه تلگرافچى راپورت اعمال شنيعه او را بدولت ندهد قرارى با تلگرافچى دادهاند و ماه به ماه وجهى به او ميدهند مثلا تلگرافخانه مركزى خراسان سالى هزار تومان از حكومت